آمارهای نگران کننده از سطح سنی و تحصیلات بهره برداران کشاورزی

دسته: مقالات داخلی
منتشر شده در شنبه, 16 مرداد 1395 03:41
نوشته شده توسط مدیر سایت
بازدید: 998

wheat2

نگاهی آماری به وضعیت سواد بهره‌برداران در سراسر کشور نشان می‌دهد که اولا هرچه تعداد کشاورزان یک استان بیشتر باشد، به تناسب آن، درصد افراد بی‌سواد نیز بالاتر خواهد رفت. اما به طور تقریبی و با یک حساب سرانگشتی، این مساله پربیراه نیست که حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد از بهره‌برداران هر استان، نه تنها از تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی بی‌بهره هستند، بلکه حتی در مقاطع اولیه و ابتدایی نیز آموزش ندیده‌اند.

شاید هیچ رشته یا بخشی از اقتصاد به اندازه کشاورزی، نیاز به بازتعریف مساله آموزش و ارتقای دانش فنی و تئوری نداشته باشد. اتفاقا یکی از مهم‌ترین دلایلی که توانایی این بخش را تقلیل داده و قدرت چانه‌زنی برای دفاع از حقوق واقعی را از بهره‌برداران می‌گیرد، همین موضوع است. نگاهی آماری به وضعیت سواد بهره‌برداران در سراسر کشور نشان می‌دهد که اولا هرچه تعداد کشاورزان یک استان بیشتر باشد، به تناسب آن، درصد افراد بی‌سواد نیز بالاتر خواهد رفت. اما به طور تقریبی و با یک حساب سرانگشتی، این مساله پربیراه نیست که حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد از بهره‌برداران هر استان، نه تنها از تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی بی‌بهره هستند، بلکه حتی در مقاطع اولیه و ابتدایی نیز آموزش ندیده‌اند.

طبق آخرین گزارش مرکز آمار ایران، از بیش از ۴ میلیون بهره‌برداری که در کشور فعالیت می‌کنند، بالغ بر یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفرشان کمترین بهره‌ای از سواد نداشته و تنها به آموزه‌هایی اکتفا کرده‌اند که سینه به سینه از اجدادشان در ارتباط با تولید محصول به آنها ارث رسیده است. البته از ۲ میلیون و ۶۳۰ هزار نفری که به عنوان کشاورزان باسواد شناخته می‌شوند، فقط ۲۰۸ هزار نفر از تحصیلات دانشگاهی برخوردارند و بقیه نهایتا تا مقاطع دیپلم و پیش‌دانشگاهی پیش رفته‌اند.

آمارها نشان می‌دهد که خراسان رضوی با ۳۳۷ هزار کشاورز، بیشترین تعداد فعالان را در خود جای داده و پس از آن مازندران با ۳۲۲ هزار نفر و گیلان با ۳۰۴ هزار نفر به ترتیب در رتبه‌های بعدی قرار دارند. استان قم با ۱۱ هزار کشاورز، جزو مناطقی است که کمترین بهره‌بردار در آن زندگی می‌کند، اما با این حال ۲۵۰۰ کشاورز بی‌سواد دارد. حتی استان تهران که به لحاظ برخورداری از امکانات آموزشی سرآمد استان‌های دیگر کشور تلقی می‌شود، با وجود ۲۲ هزار و ۸۰۰ بهره‌بردار، آمار ۷ هزار و ۵۰۰ کشاورز بی‌سواد را به ثبت رسانده است. این تعداد برای استان خراسان رضوی ۹۸ هزار نفر بوده و به این ترتیب، استانی که بالاترین درصد بهره‌بردار را در خود جای داده، از بیشترین درصد بی‌سوادان نیز برخوردار است.

باورپذیر بودن این مساله کمی دشوار است، اما ۴۳۴ نفر از کشاورزان کشور سنی کمتر از ۱۵ سال دارند که ۸۸ نفر از آنها تا به حال رنگ مدرسه را به خود ندیده‌اند. این آمار در جایی به نقطه عطف نزدیک می‌شود که نشان می‌دهد بیش از ۱۷۵ هزار نفر از کشاورزان، مرز ۸۰ سالگی را رد کرده اند که ۱۴۰ هزار نفرشان بهره‌ای از سواد نبرده‌اند.

میزان تحصیلات دانشگاهی در یک بخش بزرگ از اقتصاد، می‌تواند معیاری برای ارزیابی بهره‌وری و اندازه‌گیری راندمان تولید باشد. به این ترتیب، هر چه تعداد دانشگاه رفته‌های فعالان افزایش یابد، به همان نسبت، استفاده از تکنولوژی و دانش روز سیر صعودی یافته و در نهایت برآیند آن به سودآوری بیشتر خواهد انجامید. در این راستا آمارها وضعیت مطلوبی را برای کشاورزی به نمایش نمی‌گذارند. زیرا همانطور که پیش‌تر گفته شد، از ۲۰۸ هزار بهره‌بردار دانشگاه رفته، تنها ۳۱ هزار نفرشان از رشته‌های مرتبط کشاورزی دانش آموخته شده‌اند. این در حالی است که بیش از ۱۷۷ هزار نفر، تحصیلات غیر مرتبط دارند. اینکه چرا با وجود موج عظیم دانش آموختگان کشاورزی در سال، بیشتر آنها یا بیکار هستند و یا در رشته‌های دیگر فعالیت می‌کنند، جای بسی تامل دارد. جالب‌تر اینکه تعداد رشته‌های غیر مرتبط، تقریبا ۶ برابر رشته‌های مرتبط است. آنگاه از طرف دیگر، بالغ بر یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر بهره‌بردار، مدرک مقطع دبستانی را نیز ندارند!

به هر حال، بیشترین تعداد بهره‌برداران بی‌سواد در گروه سنی ۶۰ تا ۶۴ سال قرار داشته، اما اکثریت کشاورزان با‌سواد با ۳۸۶ هزار نفر، گروه سنی ۴۵ تا ۴۹ سال را تشکیل می‌دهند. در سنین ۸۰ سال و بیشتر، ۲۳۵ نفر تحصیلات دانشگاهی مرتبط و یک هزار و ۵۰۰ نفر تحصیلات غیرمرتبط دارند.

جالب توجه است که فقط مساحت اراضی ۴ نفر از بهره‌برداران بی‌سواد کشور، از ۲ هزار هکتار تجاوز می‌کند که این مقدار در گروه باسوادها به ۱۹ نفر می‌رسد. نگاهی به جدول تقسیم‌بندی بهره‌برداران بر حسب وسعت اراضی‌شان نشان می‌دهد که هرچه مساحت افزایش می‌یابد، در مقابل تعداد کشاورزان کمتر می‌شود. به عنوان مثال، اراضی کمتر از ۵ هکتار، بیش از ۸۱۳ هزار نفر از بهره‌برداران بی‌سواد و یک میلیون و ۶۸۷ هزار نفر باسواد را در خود جای داده است. اما این عدد برای اراضی ۲۰ تا ۵۰ هکتار، در گروه بی‌سوادها به ۴۵ هزار نفر و در ردیف باسوادها به ۸۲ هزار نفر تقلیل می‌یابد. جالب است بدانید بهره‌بردار باسوادی که از تحصیلات دانشگاهی مرتبط برخوردار بوده و زمینی به بزرگی ۲ هزار هکتار داشته باشد، وجود ندارد. اما ۵ نفر از دانش آموختگان غیرمرتبط با کشاورزی، از این موقعیت بهره می‌برند و زمین‌های‌شان از ۲ هزار هکتار به بالاست.

این وضعیت آماری برای بخش بزرگی مانند کشاورزی که وظیفه امنیت غذایی را بر عهده داشته و راه استقلال کشور را هموار می‌کند، شایسته و درخور نیست. ضمن اینکه همچنان سایه سنگین نظام خرده مالکی، چیرگی خود را بر اراضی کشور حفظ کرده و کماکان، مانعی بزرگ برای پیشرفت مکانیزاسیون و به روز شدن کشاورزی است؛ زمین‌های کوچکی که بخش قابل توجهی از بهره‌برداران بی‌سواد را در خود جای داده است.

وحید زندی فخر - یانا